![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
كج ميداري و نميريزي جام شوكران عمر مرا در كام خشك زمين جوي شير و عسل را مينوردد قاصدك كوه و تيشه تو سال را ميشماري من ثانيه را باور كن آغاز آنچنان شيرين نبود كه فرجامي تلخ را نيرزد روزهايم بي حوصله است منو ببخشيد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 اردیبهشت1390ساعت 14:46 توسط علی مرام |
|
|
(ستاره های کولی )
شیری مهتاب را که نوشیدم انگشتانم از شکاف سنگی سپید جوانه زد ، حلول نوری غریب سیاهی چشمانم را پیغام از تولد ستاره ای دیگر داشت . من شاید ، سایه ی کسی هستم که در آغوشم نمیگنجد .
بی ریا آب میبرد چشمه ی چشمم را گاهی که میدود عطش در گلبرگهای سرخِ دامن سبز . دور دست ، دیگرم را میجویم ارتعاش زمین را بغل میکنم ستاره های کولی میرقصند انگار شرقی ترین معجزه ، روی شانه هایم میلغزد .
من شاید سایه ی کسی هستم ، راستی تو !؟ از کدامین روز نحس آمده ای ، بنشین ! انگشتان سبزم را گره بزن بخت آفرینش باز خواهد شد و دشنام دوباره ای آغاز ... من ، شاید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 17:32 توسط علی مرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1390 مرداد 1389 |
|
RSS
|